رابینسون کروزو

رابینسون کروزو

As soon as Friday to...
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
CliffsNotes on Defoe's Robinson CrusoeAs soon as Friday told me he saw people, I caused the English ancient to be spread, and fired three guns, to give them notice we were friends; and in about a quarter of an hour after we perceived a smoke arise from the side of the creek; so I immediately ordered the boat out, taking Friday with me, and hanging out a white flag, I went directly on shore, taking with me the young friar I mentioned, to whom I had told the story of my living there, and the manner of it, and every particular both of myself and those I left there, and who was on that account extremely desirous to go with me. We had, besides, about sixteen men well armed, if we had found any new guests there which we did not know of; but we had no need of weapons.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
به محض این که جمعه به من گفت که او مردم را دیدم ، من ناشی از کهن های انگلیسی به
پخش می شود ، و اخراج سه اسلحه ، به آنها خبردادن از دوستان ما بودند ؛ و
در حدود یک چهارم از یک ساعت بعد از ما تصور دود ناشی از
کنار نهر ؛ بنابراین من بلافاصله دستور داد قایق بیرون ، گرفتن جمعه
با من و حلق آویز کردن پرچم سفید ، من به طور مستقیم در ساحل رفتند ، گرفتن
با من راهب صومعه جوان هم اشاره کردم ، آنها به من گفته بود داستان من
زندگی وجود ندارد ، و شیوه ای از آن را ، و هر دو خاص از خودم
و کسانی که من سمت چپ وجود دارد ، و بود که در آن حساب بسیار مشتاق به
برو با من. ما بود ، علاوه بر این ، در حدود شانزده و مردان مسلح ، اگر ما به حال
یافت نشد هیچکدام از مهمان های جدید وجود دارد که ما از دانش نیست ؛ اما ما نیاز نداشت
سلاح.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
لینک دائم نظر شما () نویسنده: بست