رابینسون کروزو

رابینسون کروزو

But the next care wa...
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
The Life and Strange Surprising Adventures of Robinson Crusoe of York MarinerBut the next care was the poor maid: she lay all along upon the deck, hard by her mistress, and just like one that had fallen down in a fit of apoplexy, and struggled for life. Her limbs were distorted; one of her hands was clasped round the frame of the chair, and she gripped it so hard that we could not easily make her let it go; her other arm lay over her head, and her feet lay both together, set fast against the frame of the cabin table: in short, she lay just like one in the agonies of death, and yet she was alive too. The poor creature was not only starved with hunger, and terrified with the thoughts of death, but, as the men told us afterwards, was broken-hearted for her mistress, whom she saw dying for two or three days before, and whom she loved most tenderly. We knew not what to do with this poor girl; for when our surgeon, who was a man of very great knowledge and experience, had, with great application, recovered her as to life, he had her upon his hands still; for she was little less than distracted for a considerable time after.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
اما مراقبت های بعدی دختر فقیر شد : همه در کنار گذاردن او بر عرشه کشتی ،
سخت شده توسط دلبر او ، و درست مثل یکی که در پایین برازش کاهش یافته بود
سکته ، و تلاش برای زندگی است. اندام او تحریف ؛ بود یکی از او
دور دست clasped شد قاب از صندلی ، و او آن چنان گریبانگیر
سخت است که ما به راحتی نمی توانست او را اجازه آن کار کنند ؛ بازوی دیگر او را نیمه راه توقف کردن
سر او را ، و پاهای خود را هر دو با هم غیر روحانی ، سریع در برابر مجموعه ای از قاب
کابین جدول : به طور خلاصه ، او درست مثل یک در agonies مرگ غیر روحانی ،
و در عین حال او هم زنده بود. موجودی ضعیف بود نه تنها با کمبود
گرسنگی ، وحشت زده و با افکار مرگ ، اما ، همانطور که از مرد به ما گفت
پس از آن ، دل شکسته شد ، برای معشوقه اش ، که او را دیدم برای مردن
دو یا سه روز قبل از آن و چه کسی او را دوست ترین tenderly. ما نمی دانستند
چه باید بکنید با این دختر فقیر ؛ وقتی که جراح برای ما ، که یک مرد بود
دانش بسیار بزرگ و تجربه کرده بود ، با کاربرد بزرگ ،
بهبود خود به عنوان به زندگی ، او را بر دست او بود هنوز ؛ برای او بود
کمی کمتر از پریشان برای یک مدت قابل توجهی بعد از عمل.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
لینک دائم نظر شما () نویسنده: بست