رابینسون کروزو

رابینسون کروزو

The wind continued f...
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
The Solitary of Juan Fernandez, or, the Real Robinson Crusoe (Dodo Press)The wind continued fresh easterly, but the weather pretty good; and as the winds had continued in the points between NE. and SE. a long time, we missed several opportunities of sending them to France; for we met several ships bound to Europe, whereof two were French, from St. Christopher's, but they had been so long beating up against the wind that they durst take in no passengers, for fear of wanting provisions for the voyage, as well for themselves as for those they should take in; so we were obliged to go on. It was about a week after this that we made the banks of Newfoundland; where, to shorten my story, we put all our French people on board a bark, which they hired at sea there, to put them on shore, and afterwards to carry them to France, if they could get provisions to victual themselves with. When I say all the French went on shore, I should remember that the young priest I spoke of, hearing we were bound to the East Indies, desired to go the voyage with us, and to be set on shore on the coast of Coromandel; which I readily agreed to, for I wonderfully liked the man, and had very good reason, as will appear afterwards; also four of the seamen entered themselves on our ship, and proved very useful fellows.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
باد ادامه داد تازه از طرف شرق است ، اما آب و هوای خوب و به عنوان
بادها در بین نقاط شمال شرقی ادامه داشت. و sé. مدت زمان طولانی ، ما
چند فرصت از دست رفته از ارسال آن ها به فرانسه ؛ برای ما دیدار کرد
کشتی چند محدود به اروپا ، دو تن از آنان از چه فرانسوی ، از خیابان
کریستوفر است ، اما آنها از حد طولانی شده بود ، ضرب و شتم در مقابل باد که
آنها به هیچ durst مسافران را به دلیل ترس از مفاد مایل برای
سفر ، و همچنین برای خود را برای کسانی که آنها را باید به در می کند ؛ بنابراین ما
برای رفتن در موظف شدند. حدود یک هفته پس از این بود که ما ساخته شده
سواحل نیوفاندلند ؛ که در آن ، به داستان کوتاه من ، ما گذاشتن همه فرانسوی ما
مردم در بنگاه پوست ، آنها که در دریا وجود دارد ، استخدام ، به آنها قرار داده در
ساحل ، و پس از آن به آنها را حمل به فرانسه ، اگر آنها می توانند علاقه
اقدامات لازم برای خود غذا ذخیره کردن با. وقتی که من میگویم تمام فرانسه رفت و در
ساحل ، من باید به خاطر داشته باشید که کشیش جوان من صحبت کرد ، شنوایی ما
بودند به شرق هند محدود ، مورد نظر برای رفتن سفر با ما ، و به
باشد در ساحل در ساحل Coromandel تعیین کنند ؛ که من به آسانی به توافق رسیدند ،
برای من زیبا و دوست انسان و به حال دلیل بسیار خوبی ، به عنوان ظاهر خواهد شد
پس از آن ؛ همچنین چهار نفر از seamen خود را در کشتی ما وارد شده ، و
همراهان ثابت بسیار مفید است.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
لینک دائم نظر شما () نویسنده: بست