رابینسون کروزو

رابینسون کروزو

We were somewhat dis...
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
A Japanese Robinson CrusoeWe were somewhat disordered by these extravagances among our new guests for the first day; but after they had retired to lodgings provided for them as well as our ship would allow, and had slept heartily--as most of them did, being fatigued and frightened--they were quite another sort of people the next day. Nothing of good manners, or civil acknowledgments for the kindness shown them, was wanting; the French, it is known, are naturally apt enough to exceed that way. The captain and one of the priests came to me the next day, and desired to speak with me and my nephew; the commander began to consult with us what should be done with them; and first, they told us we had saved their lives, so all they had was little enough for a return to us for that kindness received. The captain said they had saved some money and some things of value in their boats, caught hastily out of the flames, and if we would accept it they were ordered to make an offer of it all to us; they only desired to be set on shore somewhere in our way, where, if possible, they might get a passage to France. My nephew wished to accept their money at first word, and to consider what to do with them afterwards; but I overruled him in that part, for I knew what it was to be set on shore in a strange country; and if the Portuguese captain that took me up at sea had served me so, and taken all I had for my deliverance, I must have been starved, or have been as much a slave at the Brazils as I had been at Barbary, the mere being sold to a Mahometan excepted; and perhaps a Portuguese is not a much better master than a Turk, if not in some cases much worse.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
ما تا حدی که توسط این extravagances در میان مهمانان جدید ما بی نظم بود
برای روز اول ؛ اما بعد از آنها به lodgings را برای بازنشسته بود
آنها همچنین اجازه می دهد کشتی ما را ، و به حال آرام گرفت صمیمانه -- به عنوان بیشتر
آنها را انجام داد ، و وحشت زده مانده است -- آنها کاملا از نوع دیگری بود
مردم ، روز بعد. هیچ چیز از منش خوب ، و یا قدردانی مدنی
برای مهربانی به آنها نشان داده شده بود ، نمیخواست ؛ فرانسوی ، از آن شناخته شده است ، هستند
آپارتمان به طور طبیعی به تجاوز است که به اندازه کافی راه. کاپیتان و یکی از
کشیش آمد تا به من روز بعد ، مورد نظر و با من صحبت می کنند و من
برادرزاده ؛ فرمانده شروع به مشورت با ما آنچه باید انجام شود با
آنها ؛ و برای اولین بار ، آنها به ما گفت که ما زندگی خود را ذخیره کرده بود ، پس همه آنها به حال
کمی به اندازه کافی برای بازگشت به ما که برای مهربانی بود دریافت کرد.
کاپیتان گفت : آنها مقداری پول و بعضی چیزهای از ارزش ذخیره شده در خود را به حال
قایق ، شتابان لحظه ها را از آتش ، و اگر ما آن را قبول می کنند
به پیشنهاد آن را به همه ما دستور داده شد ، آنها تنها مورد نظر باشد
مجموعه ای در ساحل جایی در راه ما ، که در آن ، در صورت امکان ، آنها ممکن است گرفتن
پاساژ به فرانسه. برادرزاده من آرزو به پذیرش پول خود را در اولین کلمه ،
و در نظر آنچه را که با آنها کار پس از آن ، اما من او را در overruled
بخشی که برای من می دانستم که چه چیزی آن بود تا بر روی ساحل است در مجموعه ای عجیب
کشور و اگر کاپیتان پرتغالی که مرا گرفت تا به حال خدمت در دریا
مرا ، گرفته شده و تمام من برای نجات من بود ، من باید کمبود شده اند ،
و یا به عنوان برده در حد Brazils که من در Barbary ، شده بود
صرف Mahometan به فروش می رسد excepted ؛ و شاید پرتغالی نمی باشد.
استاد خیلی بهتر از یک ترک ، اگر نه در برخی موارد بسیار بدتر است.


لینک دائم نظر شما () نویسنده: بست