رابینسون کروزو

رابینسون کروزو

I would not wrong th...
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
The Life and Strange Surprising Adventures of Robinson Crusoe of YorkI would not wrong them either; there might be many that were thankful afterwards; but the passion was too strong for them at first, and they were not able to master it: then were thrown into ecstasies, and a kind of frenzy, and it was but a very few that were composed and serious in their joy. Perhaps also, the case may have some addition to it from the particular circumstance of that nation they belonged to: I mean the French, whose temper is allowed to be more volatile, more passionate, and more sprightly, and their spirits more fluid than in other nations. I am not philosopher enough to determine the cause; but nothing I had ever seen before came up to it. The ecstasies poor Friday, my trusty savage, was in when he found his father in the boat came the nearest to it; and the surprise of the master and his two companions, whom I delivered from the villains that set them on shore in the island, came a little way towards it; but nothing was to compare to this, either that I saw in Friday, or anywhere else in my life.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من نمی خواهد آنها را اشتباه یا ؛ ممکن است بسیاری که سپاسگزار بودند وجود داشته باشد
پس از آن ، اما اشتیاق بیش از حد قوی بود برای آنها در ابتدا ، و آنها
قادر نیست آن را کارشناسی ارشد : سپس ecstasies انداخته بودند ، و نوع
از دیوانگی ، و آن بود اما بسیار کم است که تشکیل شده بودند و جدی در
شادی کنند. شاید هم ، علاوه بر این مورد ممکن است برخی به آن را از که
شرایط خاص که تعلق آنها به ملت : منظور من
فرانسوی ، خلق و خوی آنها اجازه فرار بیشتر باشد ، بیشتر احساساتی ، و
در ادامه با نشاط ، و روح خود را بیشتر از مایع در کشور های دیگر. من
نه فیلسوف به اندازه کافی برای تعیین شود ، اما هیچ چیز من بود همیشه
قبل از ورود به آن را که پیش آمد. ecstasies فقیر جمعه ، وحشی قابل اعتماد من ،
در هنگامی که متوجه شد پدرش را در قایق نزدیک ترین به آن آمد و
تعجب از استاد و همراهان او دو ، آنها را از من تحویل داده
خائنانی که آنها را در ساحل در جزیره ای تعیین می کنند ، کمی راه آمد
نسبت به آن ، اما چیزی بود که نسبت به این ، یا که من تو را دیدم در
جمعه ، یا هر جای دیگری در زندگی من است.


لینک دائم نظر شما () نویسنده: بست