رابینسون کروزو

رابینسون کروزو

But now they were in...
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٧ 
Robinson Crusoe (Tantor Unabridged Classics)But now they were in a new danger; for they were afraid of eating too much, even of that little we gave them. The mate, or commander, brought six men with him in his boat; but these poor wretches looked like skeletons, and were so weak that they could hardly sit to their oars. The mate himself was very ill, and half starved; for he declared he had reserved nothing from the men, and went share and share alike with them in every bit they ate. I cautioned him to eat sparingly, and set meat before him immediately, but he had not eaten three mouthfuls before he began to be sick and out of order; so he stopped a while, and our surgeon mixed him up something with some broth, which he said would be to him both food and physic; and after he had taken it he grew better. In the meantime I forgot not the men. I ordered victuals to be given them, and the poor creatures rather devoured than ate it: they were so exceedingly hungry that they were in a manner ravenous, and had no command of themselves; and two of them ate with so much greediness that they were in danger of their lives the next morning. The sight of these people's distress was very moving to me, and brought to mind what I had a terrible prospect of at my first coming on shore in my island, where I had not the least mouthful of food, or any prospect of procuring any; besides the hourly apprehensions I had of being made the food of other creatures. But all the while the mate was thus relating to me the miserable condition of the ship's company, I could not put out of my thought the story he had told me of the three poor creatures in the great cabin, viz. the mother, her son, and the maid-servant, whom he had heard nothing of for two or three days, and whom, he seemed to confess, they had wholly neglected, their own extremities being so great; by which I understood that they had really given them no food at all, and that therefore they must be perished, and be all lying dead, perhaps, on the floor or deck of the cabin.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
اما اکنون آنها را در معرض خطر جدید بود ؛ برای آنها از خوردن بیش از حد نگران بودند
بسیار ، حتی کمی از آن ما آنها را سفارشی کنید. همسر ، و یا فرمانده ، آورده
شش مرد با او را در قایق خود ، اما این wretches فقیر نگاه خواهم
اسکلت ، و آنها به حدی ضعیف بودند که به سختی می تواند به oars خود بنشینم.
همسر خود را بسیار بد بود ، و نیمی از کمبود ؛ برای او اعلام شده بود
هیچ چیزی از مردان باشد ، و رفت و سهم و به اشتراک گذاری با توزیع های مبتنی بر آنها
در هر بیت را خوردند. من هشدار داد و او را به خوردن sparingly ، گوشت و تنظیم
بلافاصله قبل از او ، اما او به حال سه mouthfuls خورده نشده قبل از او
شروع به بیمار می شود و خارج از نظم ؛ تا او متوقف شود در حالی که ، جراح و ما
مخلوط کردن چیزی او را با بعضی از آش ، که او گفت : می شود به او
هر دو غذا و دوا ؛ و بعد از او آن را گرفته بود او بزرگ شد بهتر است. در
در ضمن من را فراموش مردان نیست. victuals به من دستور داده می شود به آنها داده ، و
موجودات فقیر به جای devoured از آن خوردند : آنها چنان بودند بسیار
گرسنه که آنها به شیوه ای بسیار گرسنه بود و نداشت فرمان
خودشان را ، و دو نفر از آنها خوردند با greediness آنقدر که آنها در
خطر از خود زندگی می کند صبح روز بعد. چشم از این مردم
پریشانی بسیار به من حرکت بود ، و دوباره به ذهن من چه وحشتناک بود
چشم انداز من در اولین آمدن در ساحل جزیره ای در من ، که در آن من بود نمی
حداقل مقدار غذا ، و یا چشم انداز هر گرداندن مراکز فساد ؛ علاوه بر
apprehensions ساعات روز : من از بودن به حال ساخته شده از مواد غذایی موجودات دیگر. اما
تمام این ترتیب در حالی که همسر مربوط بود به من از وضعیت بد بخت
شرکت کشتی ، من نمی تواند قرار را از من فکر داستان او
گفت : من از سه موجودات فقیر در کلبه ای بزرگ »، viz. مادر ،
پسر او ، و خادمه - بنده ، که از او هیچ چیزی برای دو یا شنیده بود
سه روز ، و آنها ، او و اعتراف اجباری به نظر می رسید ، آنها که بطور کامل نادیده گرفته شده بود ،
اندام خود را آنقدر بزرگ می شود ؛ توسط که من می دانستند که آنها به حال
واقعا به آنها داده شده هیچ مواد غذایی در تمام ، و بنابراین آنها باید
جان ، تمام می شود و دروغ گفتن مرده ، شاید ، در طبقه و یا از عرشه
کابین.


لینک دائم نظر شما () نویسنده: بست